نگاهی به فیلم آشفته‌ گی؛ اندر احوالات فیلم نوآر ایرانی

فریدون جیرانی فیلم بد در کارنامه خود ندارد اما اگر کمی موشکافانه‌تر به همین کارنامه نگاه کنیم، فیلم خوب و به یاد ماندنی هم در آن دیده نمی‌شود. جیرانی یک فیلمساز متوسط است که البته جسارت ستودنی دارد و تقریبا به همه سبک‌های فیلمسازی سرکی کشیده اما مشخصا علاقه وافری به ژانرهایی چون فیلم جنایی،تریلر و نوآر دارد؛ سبک‌هایی که در سینمای ایران تقریبا فراموش شده‌اند و کمتر فیلمسازی سراغ آنها می‌رود. جیرانی چندین بار سعی کرده تا اثری سینمایی حول این ژانرهای سینمایی بسازد و هربار توانسته خروجی کار خود را یک اثر متوسط تحویل مخاطبین دهد.

فیلم داستان دو برادر دوقلو به اسام‌های بردیا و باربد است که هر دوی این نقش‌ها توسط بهرام رادان بازی می‌شوند. باربد برادر نویسنده و هنردوست است و آهی در بساط ندارد و بردیا که حسابداری خوانده توانسته دختر رییس شرکت را تور کند و از طریق این دختر میانسال (که از او بزرگتر است) به مال و منالی برسد. بردیا در خانه‌ای بزرگ زندگی می‌کند و نصف سهام شرکت همسرش را در اختیار دارد و زندگی‌اش به خوردن مشروب و هوس بازی می‌گذرد. باربد اما یک نامزد به اسم ترانه دارد و در به در دنبال چاپ کتاب خود بوده تا بتواند چندرغازی در آورده و با ترانه زندگی خود را آغاز کند.

فیلم آشفته‌ گی

این دو برادر بعد از مرگ همسر بردیا بعد از سالها همدیگر را ملاقات می‌کنند و در طی سفر خود به شمال برای حساب کتاب‌های ارث و میراث همسر بردیا، درگیر یک نزاع خانوادگی می‌شوند. باربد بردیا را از ماشین در حال حرکت بیرون می‌اندازد و در نتیجه او می‌میرد. بردیا حالا که باربد را مرده می‌بیند، تصمیم می‌گیرد خودش را جای او بزند و به مال و منال برادرش دست پیدا کند غافل از اینکه زندگی برادر دوقلوی او پر از راز و رمزهای کثیفی است که او از آنها ناآگاه است و ناخواسته وارد این ماجراها می‌شود.

فیلم آشفته گی (که با اصرار عجیب و غلط تیم سازنده در نوشتن پسوند گی با فاصله همراه است، همچون اثر قبلی  که خفه گی نامگذاری شده بود) بیشتر از آنکه یک فیلم جنایی و یا تریلر باشد، یک اثر نوآر بوده که مثال آن در سینمای ایران تقریبا وجود ندارد. جیرانی اما درباره ساخت فیلم‌های نوآر یک سری کلیشه را رعایت کرده و همانها را دقیقا در فیلم خود پیاده‌سازی کرده است. تفاوت فیلم او که یک نوآر بومی محسوب می‌شود با سایر آثار ساخته شده در این رده در عرصه بین‌الملل، صرفا حضور یک سری المان فارسی همچون دوغ آبعلی هست و بس! کاراکتر ارژنگ هم که در فیلم حضور دارد برخاسته از فیلمفارسی‌های قدیم است و شاید ایده حضور آن در فیلم نوآر ایرانی روی کاغذ خوب بوده باشد، اما در پرداخت بسیار بد از آب در آمده است.

فیلم آشفته‌ گی

قصه فیلم به نظر منتج به یک فیلمنامه جذاب می‌شود اما ایده‌ای که جیرانی به قول خودش آن را ده سالی در سر پرورانده و چند باری هم بازنویسی کرده، در حد یک ایده خام و کلیشه‌ای باقی می‌ماند. جیرانی با وارد کردن یک منشی بلوند و لوند (با بازی مهناز افشار) داستان را عملا لو می‌دهد و هیچ تقلایی برای فرار از کلیشه هم نمی‌کند. تمامی کاراکترها و شخصیت‌ها در فیلم رو هستند و لایه‌های پنهان چندانی در آنها دیده نمی‌شود. از همان اول که بردیا پیک مشروب را به سلامتی زن مرده‌اش بالا می‌رود و باربد مشروب را داخل گلدان می‌ریزد، متوجه می‌شویم کدام برادر آدم خوب ماجراست و کدام نه. از این نکات تابلو در فیلم کم نیست و آشفته گی در همین خط کلیشه مسیر خود را تا پایان بسیار بد خود ادامه می‌دهد.

ناشی‌گری‌های جیرانی فقط در فیلمنامه نویسی محدود نشده و در نکات فنی هم با موارد عجیب و غریبی روبرو هستیم که از یک کارگردان با سابقه و درس خوانده در حوزه سینما بعید به نظر می‌رسد. جیرانی خواسته که خلاقیتی عجیب از خود نشان دهد و فیلم آشفته گی را با نماها و صحنه‌هایی مشوش به خورد مخاطب دهد تا مثلا حس تعلیق در آن ایجاد کند و حدس بزنید برای رسیدن به این مهم چه کار کرده است؟ احتمالا به مغزتان خطور نمی‌کند پس بگذارید من بگویم: او تقریبا نود درصد تصاویر و نماهای خود را با تیمه کج فیلمبرداری کرده و یک زاویه من در آوردی از خود وارد سینما کرده که شاید برای یکی دو بار جذاب به نظر برسد و آشفته گی را به مخاطب القا کند اما بعد از مدتی که از فیلم می‌گذرد، شدیدا روی اعصاب و گردن مخاطب تاثیر منفی می‌گذارد!

فیلم آشفته‌ گی

جدا از این مورد عجیب و غریب، در یک سوم ابتدایی فیلم که شاهد حضور یک بازیگر در دو نقش متفاوت هستیم، جیرانی به صورتی بسیار ناشیانه سعی کرده که این دو کاراکتر را در کنار هم قرار ندهد تا مبادا مجبور به استفاده از جلوه‌های ویژه برای در آوردن صحنه حضور دو بهرام رادان در یک صحنه شود. به عنوان مثال او صحنه آغوش دو برادر را از زاویه پشت هر یک نشانمان می‌دهد و یا مشروب خوردن وشان را از زاویه نگاه دست‌هایشان به تصویر می‌کشد. از همه اینها بدتر مکالمات این دو برادر است که با کاتهای پی در پی همراه بوده تا یک وقت خدای نکرده این دو کاراکتر در یک قاب تصویر قرار نگیرند. بازی رادان در این صحنه‌ها هم بسیار تصنعی از آب در آمده و کاملا مشخص است که صحنه‌های گرفته شده از او جدا جدا تصویر برداری شده است.

فیلم آشفته‌ گی

جیرانی تصور کرده که با حضور یک کاراکتر بلوند (به اصطلاح فیلم‌های نوآر Femme Fatale) و قرار دادن فیلم در دهه شصت هفتاد شمسی و چند المان دیگر، می‌تواند یک فیلم نوآر خلق کند. داستانی که او برای فیلمش در نظر گرفته پتانسیل ندارد و خودش هم با علم بر این موضوع فیلمش را زیر ۹۰ دقیقه جمع می‌کند. از آن بدتر بازیگران فیلم هستند که هیچ کدام خوب ظاهر نشدند و افرادی مثل رادان و افشار هم نتوانستند از پس کاراکترهای مقوایی خود بربیایند (دیگر بازیگران فیلم که رسما لقب فاجعه را با خود حمل می‌کنند.)

فیلم آشفته‌ گی

فیلم خفه گی با وجود تمام نقص‌هایش، تیم بازیگری قوی را با خود به همراه داشت و داستانی شسته رفته تر برایش در نظر گرفته شده بود. فیلم آشفته گی اما دقیقا مانند اسمش یک بلوای سینمایی به شمار می‌آید که در آن آشفتگی فیلمساز موج می‌زند و نمی‌داند باید با سوژه و ژانر اثر سینمایی خود دقیقا چه کار کند. جیرانی یک سری اصول اولیه نوآر را در فیلمش به کار گرفته و همانها را سرهم بندی کرده تا فیلم جدیدش را بسازد و معما و تعلیقی که در آن گنجانده هم با کمترین هوشمندی ممکن نوشته شده و هیچ رنگ و بویی از یک معمای درست حسابی ندارد. پایان بندی فیلم که قرار است نکته شوک آور هم باشد بدون هیچ منطقی پیش رفته و شاید در نگاه اول بیننده را به تعجب وادارد اما طبعا با کمی تعقل می‌توان به این نکته پی برد که فیلمساز صرفا با بی منطقی تمام و زنده کردن یک شخصیت مرده، دست به خلق یک پایان به معنای تام مسخره زده است.

فیلم آشفته‌ گی

تنها نکته مثبت حاکم در فیلم جیرانی مانند اکثر آثار او، توجه بیش از حد به طراحی صحنه و لباس بازیگران است که در آشفته گی هم این موضوع رعایت شده و انصافا فیلم از لحاظ جلوه‌های بصری خوب عمل می‌کند، البته اگر این دقت و هوشمندی در طراحی صحنه و لباس در کنار زوایای کج دوربین نبود، قطعا همه چیز بهتر بود!

نوشته نگاهی به فیلم آشفته‌ گی؛ اندر احوالات فیلم نوآر ایرانی اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

لیست کامل برندگان سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ همراه عکس

مجله اینترنتی کولاک : روز گذشته اسامی نامزد های سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ اعلام شد . برندگان این دوره از جشنواره فجر امشب در برج میلاد معرفی خواهند شد .

 

داوران این دوره از جشنواره فیلم فجر از بین بازیگران  و هنرمندان محبوب ایرانی همچون محمد احسانی، محمدعلی باشه آهنگر، محمد بزرگ‌نیا، مهرزاد دانش، پوران درخشنده، ریما رامین‌فر و محمود کلاری انتخاب شده اند .   .در ادامه به معرفی نامزد های سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ می پردازیم :

 

بهترین فیلم

سرخپوست
شبی که ماه کامل شد
غلامرضا تختی
ماجرای نیمروز: رد خون
قصر شیرین

بهترین کارگردانی

بهرام توکلی -غلامرضا تختی
نیما جاویدی -سرخپوست
نرگس آبیار -شبی که ماه کامل شد
سعید روستایی -متری شیش و نیم
سیدرضا میرکریمی -قصر شیرین
محمدحسین مهدویان-ماجرای نیمروز: ردخون

بهترین فیلمنامه

محسن تنابنده(قسم)
محسن قرائی، محمد داوودی (قصر شیرین)
نیما جاویدی(سرخپوست)
پرویز شهبازی(طلا)
نرگس آبیار و مرتضی اصفهانی (شبی که ماه کامل شد)

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

آرمین رحیمیان – شبی که ماه کامل شد
نوید محمدزاده – متری شیش و نیم
حسن پورشیرازی – قسم
یونا تدین – قصر شیرین
علی نصیریان- مسخره باز
جواد عزتی – ماجرای نیمروز ۲

بهترین بازیگر نقش مکمل زن

زهره عباسی – ناگهان درخت
فرشته صدرعرفایی- شبی که ماه کامل شد
نیوشا علی پور – قصر شیرین
پانته آ پناهی ها – درخونگاه

بهترین بازیگر نقش اول مرد

حامد بهداد – قصر شیرین
امین حیایی- درخونگاه
هوتن شکیبا – شبی که ماه کامل شد
پیمان معادی – متری شیش و نیم
نوید محمدزاده- سرخپوست

بهترین بازیگر نقش اول زن

مهناز افشار – قسم
الناز شاکردوست – شبی که ماه کامل شد
ژاله صامتی – درخونگاه
بهنوش طباطبایی- ماجرای نیمروز ۲
فاطمه معتمدآریا – بنفشه آفریقایی

بهترین جلوه‌های بصری

مسخره باز
غلامرضا تختی
۲۳ نفر
سرخپوست
ماجرای نیمروز ۲

بهترین جلوه‌های ویژه میدانی

۲۳ نفر
سمفونی نهم
شبی که ماه کامل شد
قسم
ماجرای نیمروز ۲

بهترین چهره‌پردازی

شبی که ماه کامل شد
سمفونی نهم
ماجرای‌نیمروز ۲
غلامرضا تختی
مسخره باز
۲۳ نفر

بهترین طراحی لباس

شبی که ماه کامل شد
سمفونی نهم
ماجرای نیمروز ۲
غلامرضا تختی
مسخره باز

بهترین طراحی صحنه

مسخره باز
شبی که ماه کامل شد
غلامرضا تختی
متری شیش و نیم
سرخپوست
۲۳ نفر

بهترین موسیقی متن

متری شیش و نیم
بنفشه آفریقایی
قصر شیرین
غلامرضا تختی
شبی که ماه کامل شد
ناگهان درخت
سال دوم دانشکده من

بهترین تدوین

سمفونی نهم
متری شیش و نیم
قسم
ماجرای نیمروز ۲
غلامرضا تختی

بهترین صدابرداری

ایرج شهزادی (متری شیش و نیم)
مسیح سراج (پالتو شتری)
بهمن اردلان (۲۳ نفر)
منصور شهبازی (طلا)
مهدی ابراهیم‌زاده (قسم)

بهترین صداگذاری

امیرحسین قاسمی (متری شیش و نیم)
حسین ابوالصدق (سمفونی نهم)
مهرشاد ملکوتی (ماجرای نیمروز: رد خون)
امیرحسین قاسمی (غلامرضا تختی)
آرش قاسمی ( شبی که ماه کامل شد)

بهترین فیلمبرداری

حمید خضوعی (غلامرضا تختی)
هومن بهمنش (متری شیش و نیم)
شهرام نجاریان (خون خدا)
علی قاضی (مسخره باز)
هادی بهروز (ماجرای نیمروز :ردخون)
مسعود سلامی (آشفته‌گی)

نامزدهای بخش نگاه نو (فیلم‌های اول)

جان‌دار حسین امیری دوماری و پدرام پورامیری
حمال طلا به کارگردانی تورج اصلانی
دیدن این فیلم جرم است به کارگردانی رضا زهتابچیان
روزهای نارنجی به کارگردانی آرش لاهوتی
مسخره‌باز به کارگردانی همایون غنی‌زاده

لیست کامل برندگان سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ همراه عکس پس از پایان اختتامیه در این پست قرار داده می شود .

نوشته لیست کامل برندگان سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ همراه عکس اولین بار در مجله کولاک. پدیدار شد.

نگاهی به فیلم معکوس؛ پسر کو ندارد نشان ار پدر

قبل از اکران فیلم معکوس، خبرهایی که از آن به بیرون درز می‌شد حکایت از ساخت یک فیلم اکشن خوش ساخت در سینمای ایران می‌داد و تریلرهای فیلم با صحنه‌هایی از مسابقات ماشین سواری همراه بود. به نظر می‌آمد که پولاد کیمیایی دست روی مسابقات زیرزمینی ماشین سواری گذاشته و می‌خواهد یک سریع و خشن ایرونی بسازد. اگر با همین دیدگاه پای فیلم معکوس بنشینید، متوجه ی‌شوید که پولاد کیمیایی در اولین تجربه کارگردانی خود با همان دو ماشینی که برای فیلم تدارک دیده، به قعر دره سقوط کرده است.

پولاد کیمیایی، پسر مسعود کیمیایی، برای اولین بار سکان کارگردانی فیلم را برعهده گرفته و پدرش هم تهیه کننده فیلمش شده است. پولاد تنها کاری که توانسته در فیلم خود نسبتا درست انجام دهد، بازی گرفتن از بازیگرانش بوده و در بقیه موارد اصلا مشخص نیست که دار چه می‌کند! تصور کنید با یک صحنه مسابقه ماشین سواری زیرزمینی بین دو ماشین روبرو هستید و این صحنه آنچنان ملال آور و خسته کننده از آب در آمده که از حد تصور خارج است. اصولا فکر می‌کنم اینکه بتوان سوژه‌ای مثل مسابقات زیرزمینی ماشین سواری و سکانس‌های این مسابقات را اینچنین خسته کنده از آب در آورد خودش یک هنر است که پولاد کیمیایی به آن دست پیدا کرده است.

نقد فیلم معکوس

فیلم داستان مردی به نام سالار است که در یک تصادف دهشتناک خانوادگی، همسر خود را از دست داده و اولیای دم زنش، از او تقاضای پرداخت قصاص کرده‌اند. آنها فرزند سالار (سام کوچولو) را به نوعی به اسارت گرفته‌اند و اعلام کردند که سالار تا مبلغ قصاص را پرداخت نکند، بچه را به او بازنمی‌گرداند (حال اینکه این موضوع از نظر قانونی خمنده‌دار است بماند) سالار تعمیرگاه سیار دارد و با وانت خود ماشین این و ان را تعمیر می‌کند و آهی در بساط ندارد. او ناچارا پیش رضا، ناپدری خود می‌رود که گاراژی در یک منطقه نامعلوم دارد (اصولا اگر یکی دو المان کوچک از شهر تهران در فیلم نمی‌دیدیم نمی‌توانستیم بفهمیم فیلم در کجا روایت می‌شود) رفته و متوجه می‌شود که رضا قصد دارد به او کمک کند.

رضا با یکی از رقبای سابقش می‌خواهد رقابت کند و سر سه مسابقه ماشین سواری شرطبندی می‌کند تا بتوانند پولی که سالار لازم دارد را فراهم کنند. آنها دنبال راننده‌ای برای این کار می‌گردند و در نهایت موفق می‌شوند که گزینه مورد نظر خود را پیدا کنند…

نقد فیلم معکوس

داستان مسابقات ماشین سواری در فیلم معکوس در حاشیه قرار دارد و وقتی می‌گویم حاشیه یعنی در کنج و گوشه‌ترین نقطه یک حاشیه. فیلم بیش از یک ساعت داستان شخصیت‌ها و دیالوگ‌های کیمیایی‌وار خود را نثار بیننده می‌کند تا وارد فاز مسابقات شود و این داستان‌ها آنقدر کند و کلیشه‌ای هستند که مخاطب را کسل می‌کنند. گذشته سالار و روابط او با پدرش و دوستش (مردی به نام سیا با بازی خوب شهرام حقیقت دوست) یا بسیار بد روایت می‌شود و یا اصلا برای مخاطب اهمیتی ندارد.

نقد فیلم معکوس

فیلم بعد از یک ساعت که به سکانس مسابقات ماشین سواری می‌رسد، از نظر بودجه و امکانات کم می‌آورد و مشخص می‌شود که کارگردان به زور توانسته دو تا سه عدد خودرو نه چندان مدل بالا را گیر بیاورد و با آنها یک مسابقه بسازد. تورج اصلانی که مدیر فیلمبرداری اثر به شمار می‌رود، به بدترین حالتی که توانسته از مسابقات فیلم‌برداری کرده به طوری که تمامی آگهی‌های تبلیغاتی و حتی کلیپ‌های عروسی که تاکنون دیده‌اید به مراتب از نحوه فیلمبرداری اصلانی هیجان انگیز تر هستند. نکته بدتر از این موضوع اینجاست که روی این صحنه‌ها و نماهای ضعیف، موسیقی بسیار بدی کار شده که هم صدای بسیار ضعیفی دارد (کارگردان فکر کرده صدای گاز ماشین‌ها هیجان بیشتری به فیلمش می‌دهد) و هم ریتم بسیار نامانوسی با صحنه هیجان انگیز یک مسابقه ماشین سواری. طراحی صحنه پیست‌ها و مکان برگذاری مسابقه هم با الهام بخشی از فیلم‌های خارجی ساخته شده و دیدن موهیتو دست دخترانی که مانتوی کوتاه و آرایش غلیظ دارند و ایستاده‌اند تا مسابقه را تماش کنند بیشتر مضحک است تا یک صحنه پردازی خوب. در کنار همه این‌ها باید گفت که خود مسابقات در کلیشه‌ای ترین حالت ممکن برگذار می‌شود و توییست داستانی که برای آن پیش می‌آید (تقلب در مسابقه) کاملا قابل حدس است.

نقد فیلم معکوس

اگر فکر می‌کنید شاهد مسابقات این ماشین‌ها در فیلم هستید سخت در اشتباهی، این اتوموبیل‌ها نهایتا یک ثانیه از جلوی دوربین رد می‌شوند.

فیلم تا زمانی که می‌خواهد وارد وادی مسابقات شود، داستانی خانوادگی و غیرقابل تحمل را در چنته دارد و بعد از آن هم با مسابقات ملال‌آور و خسته کننده‌ای روبرو هستیم که هیچ نکته خاصی در خود ندارند. در این میان تنها و تنها برخی بازیگران فیلم هستند که توانسته‌اند فیلم را سرپا نگه‌دارند و پولاد کیمیایی به شدت مدیون بازی خوب این افراد است. شهرام حقیقت دوست گل سرسبد بازیگران به شمار می‌رود و بعد از مدتها دوری از سینما، بازگشت خوبی را برای خود رقم زده و بابک حمیدیان هم به عنوان نقش اصلی و قهرمان فیلم، همه عناصر و صفات یک قهرمان را کم دارد. این موضوع البته به بازی روان او برنمی‌گردد و به فیلمنامه کم‌رمق پولاد کیمیایی مربوط است که اسیر کلیشه‌ها و صدالبته وامدار فیلم‌های پدرش است.

نقد فیلم معکوس

دیالوگ‌هایی که پولاد کیمیایی برای کاراکترهای سن و سال دار تر فیلم خود نوشته دقیقا مصداق دیالوگ‌نویسی‌های فیلم‌های پدرش است و بازیگران جوان‌تر با دیالوگ‌هایی متفاوت نقش خود را ادا می‌کنند. این دو دستگی در دیالوگ‌نویسی فیلم را دوپاره کرده و پولاد کیمیایی بین آثار پدرش و سبک خودش گیر کرده است. او خواسته که فیلم را با امضای خود پیش ببرد و مدیون پدرش نباشد اما از طرفی ادای دین به سینمای او را فراموش نکرده ولی متاسفانه ترکیبی که آفریده نمی‌تواند یک ترکیب دلچسب باشد.

نقد فیلم معکوس

پولاد کیمیایی در زمره بازیگری هم تاکنون نتوانسته چندان خودی نشان دهد و در زمینه خواندگی هم با اینکه انتقادات زیادی به وی شد (بعد از خواندن در فیلم ضعیف قاتل اهلی ساخته پدرش) اما در معکوس بار دیگر آهنگ تیتراژ پایانی را خوانده است. حال با کارگردانی فیلم، کلکسیون نقاط ضعف او تکمیل می‌شود و ثابت می‌کند که در عرصه کارگردانی هم حرفی برای گفتن ندارد. این موضوع مشخص می‌کند که فرزندان هنرمندان الزاما نمی‌توانند مانند پدران و مادران خویش باشند و شاید بد نباشد از این اپیدمی (که در ایران به شدت رواج دارد و در جهان هم موارد معدودی پیرامون آن وجود دارد) دست برداشته شود.

نوشته نگاهی به فیلم معکوس؛ پسر کو ندارد نشان ار پدر اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

بهترین فیلم از نظر عادل فردوسی پور در جشنواره فجر + فیلم

مجله اینترنتی کولاک: عادل فردوسی پور مجری برنامه نود و گزارشگر فوتبال در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت.

عادل فردوسی پور در خصوص فیلم های این دوره گفت: متری شیش و نیم نسبت به دیگر فیلم هایی که امسال دیدم بهتر بوده است.

 

نوشته بهترین فیلم از نظر عادل فردوسی پور در جشنواره فجر + فیلم اولین بار در مجله کولاک. پدیدار شد.

عکس العمل مهراب قاسم‌خانی به صحبت‌های یک روحانی درباره لباس هنرمندان چه بود؟

مجله اینترنتی کولاک: مهراب قاسم خانی به صحبت های یک روحانی که در برنامه سمت خدا درباره لباس‌های هنرمندان در جشنواره فجر اظهار نظر کرده بود واکنش نشان داد.

 

مهراب قاسم خانی در اینستاگرامش نوشت:

یه حاج آقایی تشریف آوردن توی یه برنامه تلویزیونی و در مورد جشنواره فجر صحبت کردن ایشون در بخشی از فرمایشاتشون بعد از کلی ابراز تاسف از وضعیت لباس و حجاب اهالی سینما فرمودن که کاری با حجاب ندارن که اتفاقاً بنده هم کاری به این مسائل ندارم مشکل من با بخشی از صحبتهای اون حاج آقای محترمه که فرمودن مردم گرسنه هستن و گوشت ندارن و توی این اوضاع اینها اینطور لباس میپوشن حاج آقا اگه میشه بفرمایید کدوم از اون بازیگران مسئول معیشت مردم هستن و باعث شدن که مردم نتونن گوشت بخورن؟ کدومشون توی برنامه ریزی های اقتصادی و وضعیت موجود سهم داشتن؟ کدومشون تا به حال یک مقام مدیریتی یا قدرت تصمیم گیری داشتن؟ کدومشون دسترسی به منابع قدرت و ثروت داشتن؟ کدومشون اختلاس کردن؟ چرا آدرس غلط میدید به مردم؟ لباسا که هیچ، کل این جشنواره و دستمزد همه این بازیگرا روی هم، اندازه پول تو جیبی ماهیانه یکی از آقازاده های گرامی نمیشه و فقط شیتیل و زیر میزی یکی از همین اختلاس ها از بودجه کل یک سال سینمای ایران بیشتره، اون وقت این بازیگرا رو به خاطر دو دست لباس میذارید جلوی مردم؟ پ ن اول در چنین مراسمی در هر نقطه از جهان، شرکت کننده ها لباس های طراحی شده و گرون قیمت میپوشن چه توی کشوری مثل هند با اون درصد از فقر، چه توی جشنواره های هنری با فیلم هایی که با رویکرد اقتصادی ساخته نشدن پ ن دوم به دلیل عدم اعتقاد به آزادی بیان، کامنت های این پست رو میبندم همینه که هست.

 

نوشته عکس العمل مهراب قاسم‌خانی به صحبت‌های یک روحانی درباره لباس هنرمندان چه بود؟ اولین بار در مجله کولاک. پدیدار شد.

استایل خاص بهنوش طباطبایی در مراسم فرش قرمز فجر ۳۷

مجله اینترنتی کولاک: بهنوش طباطبایی بازیگر سینما و تلویزیون با پوششی خاص و زیبا در مراسم فرش قرمز سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر حضور پیدا کرد.

 

 

 

 

نوشته استایل خاص بهنوش طباطبایی در مراسم فرش قرمز فجر ۳۷ اولین بار در مجله کولاک. پدیدار شد.

نگاهی به فیلم ماجرای نیمروز: رد خون؛ تریلر سیاسی از نوع ایرانی [فجر ۳۷]

محمد حسین مهدویان سه سالی هست که وارد وادی ساخت فیلم های سینمایی داستانی شده و در همین مدت زمان کوتاه توانسته خودش را به عنوان یک کارگردان صاحب سبک و قوی نشان دهد. پیش از این او در ساخت مستندهای تلویزیونی فعالیت می‌کرد و البته در همان بحبوحه هم با موضوع جنگ و مسائل سیاسی غریبه نبود. مهدویان بعد از ساخت فیلم‌هایی چون ایستاده در غبار، لاتاری و ماجرای نیمروز سراغ ساخت قسمت دوم ماجرای نیمروز رفته و پسوند ردخون را برای فیلم جدیدش انتخاب کرده است. اگر درست خاطرم باشد، فیلم ماجرای نیمروز: رد خون از اولین فیلم‌های سینمایی جدی ایرانی است که پایش به قسمت دوم هم کشیده شده و تا قبل از این صرفا چند فیلم کمدی و کودک پرفروش بوده‌اند که رنگ قسمت دوم را به خود دیده بودند.

نقد فیلم ماجرای نیمروز:ردخون

داستان ماجرای تیمروز: رد خون هفت سال پیش از قسمت نخست رخ می‌‌دهد و پیرامون عملیات مرصاد یا به قول مجاهدین خلق عملیات فروغ جاویدان است. این عملیات نظامی که در سال‌های آخر جنگ رخ داد، دست به یکی کردن مجاهدین خلق ایران و نیروهای بعثی را نشان می‌داد و صدام که فشارهای جهانی برای آتش بس را می‌دید تصمیم گرفت زهر آخر خودش را با کمک همین نیروها بریزد. همانطور که در مقدمه فیلم هم گفته می‌شود، مجاهدین خلق ایران بعد از سال‌ ۱۳۶۰ رفته رفته از کشور خارج شدند و فعالیت‌شان دیگر در کشور قانونی نبود؛ آنها بعد از سفر به پاریس به بغداد رفتند و در پایگاه اشرف مستقر شدند. مسعود رجوی، رییس این سازمان (که هنوز سرنوشت دقیق آن مشخص نیست و با اینکه گفته می‌شود کشته شده ولی مجاهدین اصرار دارند که زنده است) دستور حمله به ایران را می‌دهد و قول می‌دهد که سه روزه به پایتخت می‌رسند و تهران را می‌گیرند.

نقد فیلم ماجرای نیمروز:ردخون

داستان فیلم ماجرای نیمروز از چند هفته قبل از عملیات مرصاد آغاز می‌شود و همان قهرمانان فیلم نخست را به تصویر می‌کشد که حالا تاحدی از هم جدا شدند. صادق (با بازی جواد عزتی) مغز متفکر گروه است و کماکان به دنبال نیروهای درجه بالای منافقین است و دلش از دست عباس زری باف نیز خون است. زری باف که در پایان فیلم اول توانست از مهلکه بگریزد، در پایگاه اشرف مستقر شده و در آنجا زن گرفته و فرماندهی گروه بزرگی از سربازان را بر عهده دارد. چند تن از کاراکترهای فیلم اول هم جایشان خالی است و فیلمساز ترجیح داده که این بار با قهرمانان کمتری فیلم را پیش ببرد چرا که فیلمنامه فیلم جدید قرار است هر دو زاویه از جنگ را نشان دهد و ما داستان را از دید افراد داخل کمپ اشرف هم می‌بینیم.

شخصیت جدیدی که به فیلم اضافه شده افشین نام دارد که شوهر خواهر کمال است؛ کمال (با بازی هادی حجازی فر) همان فردی است که در فیلم نخست موسی را کشت و آدم بسیار خشن و آرمانگرای انقلابی است. افشین (با بازی محسن کیایی) برخلاف برادر زنش مردی سر به زیر و تازه وارد است و در پایگاهی که صادق کار می‌کند مشغول به فعالیت است. همسر افشین سالهاست که بعد از رفتنش به جبهه گم شده و کسی خبر ندارد که او در چه حالی است.

نقد فیلم ماجرای نیمروز:ردخون

همانطور که گفته شد، داستان فیلم مهدویان این بار از دیدگاه دو جناح مقابل هم روایت می‌شود و ما دو شخصیت اصلی هم در کمپ اشرف داریم؛ دو زن که به این نیروها پیوستند و با اینکه به نظر می‌آید چندان هم از کارها و فعالیت این گروه راضی نیستند، اما قصد دارند به خاطر فرزندانشان تفنگ به دست گرفته و ایران را از دست رژیم نجات دهند.

مهدویان با هوشمندی و رعایت کردن نکاتی که در سطور بعدی به طور خلاصه به آن اشاره می‌کنم، توانسته فیلم دوم خود را بهتر از فیلم اول در بیاورد و دچار قانون نانوشته «همیشه فیلم دوم از فیلم اول بدتر است.» نشود. به عنوان مثال همین دو زاویه بودن فیلم جدید مهدویان باعث شده که قسمت دوم ماجرای نیمروز به مراتب کمتر از فیلم اول جبهه گیری و جناح گیری کند و برچسب‌های اندکی به آن بچسبد. فیلم اول بیش از حد شعارگونه بود و سکانس‌هایی در آن وجود داشت که برخی از کارشناسان باور داشتند اغراق در آنها دیده می‌شود و چندان واقعی نیست اما فیلم دوم از این قبیل سکانس‌ها کمتر دارد و اگر هم آتش زدن بیمارها توسط مجاهدین در آن به تصویر کشیده می‌شود، از یک فکت تاریخی الهام گرفته شده است نه از حدسیات و الهامات نویسنده.

نقد فیلم ماجرای نیمروز:ردخون

مهدویان تا حد امکان و منطق خود سعی می‌کند که در فیلم بی‌طرفی را رعایت کند و این موضوع تا حدی پیش رفته که عده‌ای بعد از دیدن فیلم معتقدند که شخصیت زن عضو مجاهدین خلق، شخصیت خوبی بوده و باورها و ایمان‌هایش را می‌توان قبول کرد! این موضوع نشان می‌دهد که کارگردان توانسته انصاف را در فیلم خود رعایت کند و این بار طوری فیلمنامه‌اش را پیش ببرد که کمتر کسی بتواند از لحاظ سیاسی به آن خرده بگیرد؛ هر چند همچنان کاراکتری چون مسعود در فیلم وجود دارد که رفتار ملیح و دوستانه‌اش با زندانیان و مجاهدین به هیچ وجه باور پذیر نیست.

نقد فیلم ماجرای نیمروز:ردخون

شخصیت‌های فیلم مهدویان حالا به بلوغ رسیده‌اند و دیگر نیازی برای معرفی و پردازش آنها برای مخاطب وجود ندارد. قسمت دوم بیشتر از همه روی شخصیت کمال تمرکز دارد، شخصیتی که بازی زیبای هادی حجازی فر توانسته او را به یکی از به یاد ماندنی تر کاراکترهای سینمایی کند و بازی بی‌نظیر او کمال را به یک تیپ تبدیل کرده است. دیگر شخصیت‌ها نیز بیشتر از فیلم پیش وقت دارند تا خودشان را نشان دهند و صادق با اینکه سهم کمتری از نماهای فیلم دوم را به خود اختصاص داده، اما نقش پررنگ‌تری در داستان دارد. افشین که کاراکتر جدیدی در فیلم به شمار می‌رود نیز با بازی محسن کیایی شخصیتی جالب توجه از آب در آمده و کارگردان توانسته او را پا به پای کاراکترهایی که در فیلم قبلی ساخته، بکشاند. مهدویان اما همچنان در پرداخت کاراکترهای زن مشکل دارد و در آنسوی ماجرا که داستان دو زن پایگاه اشرف را روایت می‌کند؛ بیش از حد کلیشه‌ای عمل می‌کند.

نقد فیلم ماجرای نیمروز:ردخون

فیلمساز در ساخت فضای تهران در دهه شصت دقت بسیاری داشته و با اینکه خیلی جستجو کردم تا یک گاف در طراحی صحنه سال‌های ۱۳۶۷ پیدا کنم، موفق به این کار نشدم. مهدویان یکی از لوکیشن‌های اصلی فیلم خود در تهران را نیز شهرک اکباتان انتخاب کرده که گزینه هوشمندانه‌ای بوده چرا که این شهرک قدیمی از آن سالها تاکنون چندان تغییر نکرده و می‌توان در بین ساختمان‌ها و بلوک‌های آن با خیال راحت فیلم ساخت و مطمئن بود که لوکیشن همان لوکیشن دهه شصت شمسی است.

اگر بخواهیم به نکات فنی فیلم ماجرای نیمروز: رد خون اشاره کنیم، باید بگوییم که مهدویان ۳۸ ساله یکی از کامل‌ترین کارگردانان سینمای کشور از این حیث به شمار می‌رود. انتخاب زاویه دوربین و لنزهای واید توسط او و تدوین ماهرانه فیلم و گریم و طراحی صحنه کاملا بجا در تیمی که توسط او هدایت شده‌اند صورت گرفته و خود کارگردان هم توانسته یک تریلر سیاسی به تمام معنا را به تصویر بکشد و با وجود مدت زمان حدود دو ساعت و نیمه بودن فیلمش، هیچ سکانس زاید و اضافه‌ای خلق نکند. فیلم جدید محمد حسین مهدویان می‌تواند تمام این مدت زمان دو ساعت و نیم مخاطب خود را با هر دیدگاه سیاسی میخکوب کند و حوصله او را سر نبرد.

نقد فیلم ماجرای نیمروز:ردخون

البته نباید از این موضوع غافل ماند که فیلم ماجرای نیمروز همچون آثار ساخته شده توسط موسسه اوج، توسط سازمان دیگری به نام سیمای مهر ساخته شده که به نوعی یک سازمان مذهبی-حکومتی به شمار می‌رود و طبیعتا پیام‌هایی در بطن فیلم نهفته که شاید با مذاق همه اشخاص خوش نیاید. به عنوان مثال اشاره به اینکه هاشمی باعث شد جنگ تمام شود وگرنه جنگ یک نعمت بود و این جام زهر را که امام خمینی (ره) نوشید توسط اصرارهای هاشمی رفسنجانی بوده یکی از نکاتی است که در لایه‌های پنهان فیلم گفته می‌شود؛ البته تمام این حرف‌ها در یک نیم‌خط دیالوگ صورت می‌گیرد و از همین رو است که تاکید می‌کنم فیلمنامه به صورت بسیار زیرپوستی و دقیق و حساب شده حرف‌هایش را می‌زند.

موسیقی متنی که در فیلم به کار رفته با اینکه گوش‌نواز است اما در برخی صحنه‌ها اضافی است و به نظر زور بیخود کارگردان برای تراژدیک‌ کردن صحنه‌ها است. همین موسیقی در صحنه‌های حماسی جنگ کارکرد متفاوتی دارد و به سکانس‌های پرهزینه‌ای که توسط کارگردان ساخته شده جلای خاصی می‌بخشد.

نقد فیلم ماجرای نیمروز:ردخون

فیلم ماجرای نیمروز: رد خون از فیلم نخست خود پیشی می‌گیرد و جدای از این مساله یک تریلر سیاسی تمام عیار است که جبهه‌گیری‌هایش زیرپوستی و آزار دهنده نیست؛ همین دو ویژگی می‌تواند برگ‌های برنده فیلم باشد اما باید گفت که تعداد این برگ‌ها بیشتر است و بازیگری خوب و جلوه‌های ویژه و خلق صحنه‌های نفس گیر و طراحی صحنه و فیلمبرداری حساب شده و… را نیز باید به این لیست اضافه کرد. به همین دلیل است که تاکید می‌کنم این فیلم دیدنی است ولیکن همچنان از این موضوع غافل نمی‌مانم که این هزینه‌ها و بودجه‌ها و اجازه‌هایی که فیلم‌هایی امثال ۲۳ نفر و ماجرای نیمروز دارند برخاسته از نهادهای حکومتی است و چه خوب می‌شد اگر در بسیاری از آثار سینمایی کشورمان، این هزینه‌ها انجام می‌شد.

نوشته نگاهی به فیلم ماجرای نیمروز: رد خون؛ تریلر سیاسی از نوع ایرانی [فجر ۳۷] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

عکس نامتعارف بهنوش طباطبایی و ویشکا آسایش در جشنواره فجر

مجله اینترنتی کولاک: عکسی از ویشکا آسایش و بهنوش طباطبایی را در جشنواره فجر را مشاهده می نمائید.

 

نوشته عکس نامتعارف بهنوش طباطبایی و ویشکا آسایش در جشنواره فجر اولین بار در مجله کولاک. پدیدار شد.

تیپ های جنجالی سانسور شده بازیگران زن در جشنواره فجر ۹۷

بازیگران زن در جشنواره فجر ۹۷ تیپ های جالبی داشتند که توجه رسانه هارا به خود جلب نمود . در ادامه تصاویری از تیپ هنرمندان زن ایرانی در سی و هفتمین دوره جشنوراه فجر ۹۷ را مشاهده نمایید :‌

بیشتر بخوانید : اسامی کامل برندگان سی و هفتمین دوره جشنواره فجر ۹۷

نوشته تیپ های جنجالی سانسور شده بازیگران زن در جشنواره فجر ۹۷ اولین بار در جدید 97 پدیدار شد.