لیست کامل برندگان سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ همراه عکس

مجله اینترنتی کولاک : روز گذشته اسامی نامزد های سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ اعلام شد . برندگان این دوره از جشنواره فجر امشب در برج میلاد معرفی خواهند شد .

 

داوران این دوره از جشنواره فیلم فجر از بین بازیگران  و هنرمندان محبوب ایرانی همچون محمد احسانی، محمدعلی باشه آهنگر، محمد بزرگ‌نیا، مهرزاد دانش، پوران درخشنده، ریما رامین‌فر و محمود کلاری انتخاب شده اند .   .در ادامه به معرفی نامزد های سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ می پردازیم :

 

بهترین فیلم

سرخپوست
شبی که ماه کامل شد
غلامرضا تختی
ماجرای نیمروز: رد خون
قصر شیرین

بهترین کارگردانی

بهرام توکلی -غلامرضا تختی
نیما جاویدی -سرخپوست
نرگس آبیار -شبی که ماه کامل شد
سعید روستایی -متری شیش و نیم
سیدرضا میرکریمی -قصر شیرین
محمدحسین مهدویان-ماجرای نیمروز: ردخون

بهترین فیلمنامه

محسن تنابنده(قسم)
محسن قرائی، محمد داوودی (قصر شیرین)
نیما جاویدی(سرخپوست)
پرویز شهبازی(طلا)
نرگس آبیار و مرتضی اصفهانی (شبی که ماه کامل شد)

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

آرمین رحیمیان – شبی که ماه کامل شد
نوید محمدزاده – متری شیش و نیم
حسن پورشیرازی – قسم
یونا تدین – قصر شیرین
علی نصیریان- مسخره باز
جواد عزتی – ماجرای نیمروز ۲

بهترین بازیگر نقش مکمل زن

زهره عباسی – ناگهان درخت
فرشته صدرعرفایی- شبی که ماه کامل شد
نیوشا علی پور – قصر شیرین
پانته آ پناهی ها – درخونگاه

بهترین بازیگر نقش اول مرد

حامد بهداد – قصر شیرین
امین حیایی- درخونگاه
هوتن شکیبا – شبی که ماه کامل شد
پیمان معادی – متری شیش و نیم
نوید محمدزاده- سرخپوست

بهترین بازیگر نقش اول زن

مهناز افشار – قسم
الناز شاکردوست – شبی که ماه کامل شد
ژاله صامتی – درخونگاه
بهنوش طباطبایی- ماجرای نیمروز ۲
فاطمه معتمدآریا – بنفشه آفریقایی

بهترین جلوه‌های بصری

مسخره باز
غلامرضا تختی
۲۳ نفر
سرخپوست
ماجرای نیمروز ۲

بهترین جلوه‌های ویژه میدانی

۲۳ نفر
سمفونی نهم
شبی که ماه کامل شد
قسم
ماجرای نیمروز ۲

بهترین چهره‌پردازی

شبی که ماه کامل شد
سمفونی نهم
ماجرای‌نیمروز ۲
غلامرضا تختی
مسخره باز
۲۳ نفر

بهترین طراحی لباس

شبی که ماه کامل شد
سمفونی نهم
ماجرای نیمروز ۲
غلامرضا تختی
مسخره باز

بهترین طراحی صحنه

مسخره باز
شبی که ماه کامل شد
غلامرضا تختی
متری شیش و نیم
سرخپوست
۲۳ نفر

بهترین موسیقی متن

متری شیش و نیم
بنفشه آفریقایی
قصر شیرین
غلامرضا تختی
شبی که ماه کامل شد
ناگهان درخت
سال دوم دانشکده من

بهترین تدوین

سمفونی نهم
متری شیش و نیم
قسم
ماجرای نیمروز ۲
غلامرضا تختی

بهترین صدابرداری

ایرج شهزادی (متری شیش و نیم)
مسیح سراج (پالتو شتری)
بهمن اردلان (۲۳ نفر)
منصور شهبازی (طلا)
مهدی ابراهیم‌زاده (قسم)

بهترین صداگذاری

امیرحسین قاسمی (متری شیش و نیم)
حسین ابوالصدق (سمفونی نهم)
مهرشاد ملکوتی (ماجرای نیمروز: رد خون)
امیرحسین قاسمی (غلامرضا تختی)
آرش قاسمی ( شبی که ماه کامل شد)

بهترین فیلمبرداری

حمید خضوعی (غلامرضا تختی)
هومن بهمنش (متری شیش و نیم)
شهرام نجاریان (خون خدا)
علی قاضی (مسخره باز)
هادی بهروز (ماجرای نیمروز :ردخون)
مسعود سلامی (آشفته‌گی)

نامزدهای بخش نگاه نو (فیلم‌های اول)

جان‌دار حسین امیری دوماری و پدرام پورامیری
حمال طلا به کارگردانی تورج اصلانی
دیدن این فیلم جرم است به کارگردانی رضا زهتابچیان
روزهای نارنجی به کارگردانی آرش لاهوتی
مسخره‌باز به کارگردانی همایون غنی‌زاده

لیست کامل برندگان سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ همراه عکس پس از پایان اختتامیه در این پست قرار داده می شود .

نوشته لیست کامل برندگان سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ همراه عکس اولین بار در مجله کولاک. پدیدار شد.

نگاهی به فیلم معکوس؛ پسر کو ندارد نشان ار پدر

قبل از اکران فیلم معکوس، خبرهایی که از آن به بیرون درز می‌شد حکایت از ساخت یک فیلم اکشن خوش ساخت در سینمای ایران می‌داد و تریلرهای فیلم با صحنه‌هایی از مسابقات ماشین سواری همراه بود. به نظر می‌آمد که پولاد کیمیایی دست روی مسابقات زیرزمینی ماشین سواری گذاشته و می‌خواهد یک سریع و خشن ایرونی بسازد. اگر با همین دیدگاه پای فیلم معکوس بنشینید، متوجه ی‌شوید که پولاد کیمیایی در اولین تجربه کارگردانی خود با همان دو ماشینی که برای فیلم تدارک دیده، به قعر دره سقوط کرده است.

پولاد کیمیایی، پسر مسعود کیمیایی، برای اولین بار سکان کارگردانی فیلم را برعهده گرفته و پدرش هم تهیه کننده فیلمش شده است. پولاد تنها کاری که توانسته در فیلم خود نسبتا درست انجام دهد، بازی گرفتن از بازیگرانش بوده و در بقیه موارد اصلا مشخص نیست که دار چه می‌کند! تصور کنید با یک صحنه مسابقه ماشین سواری زیرزمینی بین دو ماشین روبرو هستید و این صحنه آنچنان ملال آور و خسته کننده از آب در آمده که از حد تصور خارج است. اصولا فکر می‌کنم اینکه بتوان سوژه‌ای مثل مسابقات زیرزمینی ماشین سواری و سکانس‌های این مسابقات را اینچنین خسته کنده از آب در آورد خودش یک هنر است که پولاد کیمیایی به آن دست پیدا کرده است.

نقد فیلم معکوس

فیلم داستان مردی به نام سالار است که در یک تصادف دهشتناک خانوادگی، همسر خود را از دست داده و اولیای دم زنش، از او تقاضای پرداخت قصاص کرده‌اند. آنها فرزند سالار (سام کوچولو) را به نوعی به اسارت گرفته‌اند و اعلام کردند که سالار تا مبلغ قصاص را پرداخت نکند، بچه را به او بازنمی‌گرداند (حال اینکه این موضوع از نظر قانونی خمنده‌دار است بماند) سالار تعمیرگاه سیار دارد و با وانت خود ماشین این و ان را تعمیر می‌کند و آهی در بساط ندارد. او ناچارا پیش رضا، ناپدری خود می‌رود که گاراژی در یک منطقه نامعلوم دارد (اصولا اگر یکی دو المان کوچک از شهر تهران در فیلم نمی‌دیدیم نمی‌توانستیم بفهمیم فیلم در کجا روایت می‌شود) رفته و متوجه می‌شود که رضا قصد دارد به او کمک کند.

رضا با یکی از رقبای سابقش می‌خواهد رقابت کند و سر سه مسابقه ماشین سواری شرطبندی می‌کند تا بتوانند پولی که سالار لازم دارد را فراهم کنند. آنها دنبال راننده‌ای برای این کار می‌گردند و در نهایت موفق می‌شوند که گزینه مورد نظر خود را پیدا کنند…

نقد فیلم معکوس

داستان مسابقات ماشین سواری در فیلم معکوس در حاشیه قرار دارد و وقتی می‌گویم حاشیه یعنی در کنج و گوشه‌ترین نقطه یک حاشیه. فیلم بیش از یک ساعت داستان شخصیت‌ها و دیالوگ‌های کیمیایی‌وار خود را نثار بیننده می‌کند تا وارد فاز مسابقات شود و این داستان‌ها آنقدر کند و کلیشه‌ای هستند که مخاطب را کسل می‌کنند. گذشته سالار و روابط او با پدرش و دوستش (مردی به نام سیا با بازی خوب شهرام حقیقت دوست) یا بسیار بد روایت می‌شود و یا اصلا برای مخاطب اهمیتی ندارد.

نقد فیلم معکوس

فیلم بعد از یک ساعت که به سکانس مسابقات ماشین سواری می‌رسد، از نظر بودجه و امکانات کم می‌آورد و مشخص می‌شود که کارگردان به زور توانسته دو تا سه عدد خودرو نه چندان مدل بالا را گیر بیاورد و با آنها یک مسابقه بسازد. تورج اصلانی که مدیر فیلمبرداری اثر به شمار می‌رود، به بدترین حالتی که توانسته از مسابقات فیلم‌برداری کرده به طوری که تمامی آگهی‌های تبلیغاتی و حتی کلیپ‌های عروسی که تاکنون دیده‌اید به مراتب از نحوه فیلمبرداری اصلانی هیجان انگیز تر هستند. نکته بدتر از این موضوع اینجاست که روی این صحنه‌ها و نماهای ضعیف، موسیقی بسیار بدی کار شده که هم صدای بسیار ضعیفی دارد (کارگردان فکر کرده صدای گاز ماشین‌ها هیجان بیشتری به فیلمش می‌دهد) و هم ریتم بسیار نامانوسی با صحنه هیجان انگیز یک مسابقه ماشین سواری. طراحی صحنه پیست‌ها و مکان برگذاری مسابقه هم با الهام بخشی از فیلم‌های خارجی ساخته شده و دیدن موهیتو دست دخترانی که مانتوی کوتاه و آرایش غلیظ دارند و ایستاده‌اند تا مسابقه را تماش کنند بیشتر مضحک است تا یک صحنه پردازی خوب. در کنار همه این‌ها باید گفت که خود مسابقات در کلیشه‌ای ترین حالت ممکن برگذار می‌شود و توییست داستانی که برای آن پیش می‌آید (تقلب در مسابقه) کاملا قابل حدس است.

نقد فیلم معکوس

اگر فکر می‌کنید شاهد مسابقات این ماشین‌ها در فیلم هستید سخت در اشتباهی، این اتوموبیل‌ها نهایتا یک ثانیه از جلوی دوربین رد می‌شوند.

فیلم تا زمانی که می‌خواهد وارد وادی مسابقات شود، داستانی خانوادگی و غیرقابل تحمل را در چنته دارد و بعد از آن هم با مسابقات ملال‌آور و خسته کننده‌ای روبرو هستیم که هیچ نکته خاصی در خود ندارند. در این میان تنها و تنها برخی بازیگران فیلم هستند که توانسته‌اند فیلم را سرپا نگه‌دارند و پولاد کیمیایی به شدت مدیون بازی خوب این افراد است. شهرام حقیقت دوست گل سرسبد بازیگران به شمار می‌رود و بعد از مدتها دوری از سینما، بازگشت خوبی را برای خود رقم زده و بابک حمیدیان هم به عنوان نقش اصلی و قهرمان فیلم، همه عناصر و صفات یک قهرمان را کم دارد. این موضوع البته به بازی روان او برنمی‌گردد و به فیلمنامه کم‌رمق پولاد کیمیایی مربوط است که اسیر کلیشه‌ها و صدالبته وامدار فیلم‌های پدرش است.

نقد فیلم معکوس

دیالوگ‌هایی که پولاد کیمیایی برای کاراکترهای سن و سال دار تر فیلم خود نوشته دقیقا مصداق دیالوگ‌نویسی‌های فیلم‌های پدرش است و بازیگران جوان‌تر با دیالوگ‌هایی متفاوت نقش خود را ادا می‌کنند. این دو دستگی در دیالوگ‌نویسی فیلم را دوپاره کرده و پولاد کیمیایی بین آثار پدرش و سبک خودش گیر کرده است. او خواسته که فیلم را با امضای خود پیش ببرد و مدیون پدرش نباشد اما از طرفی ادای دین به سینمای او را فراموش نکرده ولی متاسفانه ترکیبی که آفریده نمی‌تواند یک ترکیب دلچسب باشد.

نقد فیلم معکوس

پولاد کیمیایی در زمره بازیگری هم تاکنون نتوانسته چندان خودی نشان دهد و در زمینه خواندگی هم با اینکه انتقادات زیادی به وی شد (بعد از خواندن در فیلم ضعیف قاتل اهلی ساخته پدرش) اما در معکوس بار دیگر آهنگ تیتراژ پایانی را خوانده است. حال با کارگردانی فیلم، کلکسیون نقاط ضعف او تکمیل می‌شود و ثابت می‌کند که در عرصه کارگردانی هم حرفی برای گفتن ندارد. این موضوع مشخص می‌کند که فرزندان هنرمندان الزاما نمی‌توانند مانند پدران و مادران خویش باشند و شاید بد نباشد از این اپیدمی (که در ایران به شدت رواج دارد و در جهان هم موارد معدودی پیرامون آن وجود دارد) دست برداشته شود.

نوشته نگاهی به فیلم معکوس؛ پسر کو ندارد نشان ار پدر اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

نگاهی به فیلم متری شش و نیم؛ چند کیلومتر پسرفت [فجر ۹۷]

«سعید روستایی» بعد از ساخت فیلم ابد و یک روز توانست اسم و رسمی در سینمای کشورمان برای خود بیافریند. روستایی توانست با ساخت اولین فیلم خود در مقام کارگردان (پیش از این او در سینما نقش دستیار کارگردان را برعهده داشت) ثابت کند که هم سینما را بلد است و هم فیلمنامه نویس قهاری است. فیلم ابد و یک روز تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های آن سال شد و توانست بازخوردهای بسیار مثبتی از سوی منتقدان و تماشاگران دریافت کند. بعد از اکران این فیلم، نگاه‌ها به سمت سعید روستایی خیره شده بود تا بدانند او می‌خواهد در اثر بعدی خود چه کند و در نهایت متری شیش و نیم، نام پروژه بعدی او اعلام شد؛ فیلمی که تقریبا با همان عوامل ابد و یک روز ساخته می‌شد.

نقد فیلم متری شش و نیم

تهیه کنندگان به بفروش بودن فیلم سعید روستایی ایمان داشتند و این بار بودجه بیشتری در اختیار او قرار دادند و رقمی ۸ میلیارد تومانی برای تهیه فیلم در نظر گرفته شد. پروسه ساخت فیلم درگیر جریان‌های خبری بسیاری شد و حتی رسیدن و یا نرسیدنش به جشنواره هم برای خودش جنجالی بود. حواشی زیاد فیلم متری شش و نیم و موفقیت قبلی کارگردان و از آ مهمتر، تیم بازیگری قوی فیلم همه و همه باعث شد که فیلم در یک جریان خبری قوی قرار بگیرد و با استقبال شدیدی از سوی مخاطبین سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر روبرو شود. اکران نشدن فیلم در روزهای اول و پیچیدن شایعیاتی مبنی بر اینکه فیلم توقیف شده و یا اجازه اکران ندارد هم مزید بر علت شد که فیلم در بین جمعیت تماشاگران به اصطلاح هایپ شود؛ به طوری که این روزها اگر سری به هر یک از سالن‌های پخش کننده فیلم بزنید با صف طویل علاقه‌مندان و مشافان دیند فیلم روبرو خواهید شد. اما متری شش و نیم آیا واقعا ارزش این حجم از هیجان و اشتیاق را دارد؟

شروع کوبنده فیلم که می‌تواند به عنوان یک فیلم کوتاه بسیار قوی تلقی شود، نوید بخش دیدن یک فیلم سینمایی قوی است اما متاسفانه چنین نیست. فیلم جدید سعید روستایی بازهم به معضل اعتیاد نگاه می‌کند ولی این بارنه در قالب یک داستان خانوادگی بلکه در قالب یک فیلم درام کمی تا قسمتی پلیسی. متری شش و نیم روایتگر گروهی از تیم پلیس مبارزه با مواد مخدر به سرکردگی فردی به نام صمد است که در به در دنبال یک فروشنده عظیم ماده مخدر شیشه در پایتخت هستند. نام این فروشنده ناصر خاکباز بوده و این روزها هر کسی که توسط تیم آنها دستگیر می‌شود، یک سرش به خاکباز گره می‌خورد. فرزند یکی از هم‌تیمی‌های صمد هم توسط قماش خاکباز دزدیده شده و بعد هم به قتل رسیده و برای همین اعضای پلیس مواد مخدر تشنه پیدا کردن خاکباز هستند.

نقد فیلم متری شش و نیم

تیم مذکور بعد از جستجوی بسیار سرنخ‌هایی از خاکباز پیدا می‌کند و می‌تواند با چند خرده فروش وارد صحبت شود و با تهدید آنها و وعده کاهش جرمشان، از آنها بخواهد که در دستگیری خاکباز کمکشان کنند. پلیس در جستجوی خود بیشتر و بیشتر به خاکباز نزدیک می‌شود و کم کم به هویت این فروشنده بزرگ مواد مخدر که آشپزخانه (محل تولید مواد) بزرگی در تهران دارد را پی می‌برد.

فیلم سعید روستایی برخلاف فیلم قبلی خود، ابد و یک روز، داستانی عاری از پیچیدگی دارد و در حقیقت می‌توان کل آن را به این شکل تعریف کرد: داستان یک تیم پلیسی که به دنبال یک فروشنده مواد مخدر هستند. ناصر خاکباز که به عنوان این فروشنده بزرگ شناخته می‌شود، تا یک سوم میانی فیلم حضوری ندارد و بعد از آنکه در فیلم ظاهر می‌شود، اصلا آن چیزی نیست که پیش از این تماشاگر برای آن هایپ شده بود. بیننده چند تصور از کاراکتر خاکباز دارد، یکی اینکه او یک نقش منفی قهار و بی‌رحم باشد و بتواند بازی موش و گربه را پلیس ادامه دهد و یکی دیگر اینکه  فیلمساز بتواند از او یک ضد قهرمان بسازد. روستایی بیشتر به مورد دوم تمایل پیدا کرده ولی نمی‌تواند از خاکباز یک ضد قهرمان درست و درمان بسازد و با اینکه تمام زور خودش را می‌زند تا دلمان به حال او بسودز، ولی تماشاگر در هیچ ضحنه‌ای با خاکباز همذات پنداری نمی‌کند.

نقد فیلم متری شش و نیم

نوید محمد زاده با اینکه بازیگر قابلی است و هوشمندانه هم نقش خاکباز را پدیرفته تا از دام بازی‌های تکراری خود بیرون بیاید، اما نمی‌تواند به این شخصیت جلا ببخشد و او را تبدیل به یک تیپ کند. زمانی که رییس پلیس با نامزد سابق خاکباز درباره خلق و خوی این فروشنده مواد صحبت می‌کند، این زن خصایص اخلاقی جالبی از خاکباز را به پلیس ارائه می‌دهد که هیچ کدام در کاراکتری که نوید محمدزاده آن را بازی می‌کند، دیده نمی‌شود. نوید محمدزاده بازی خوبی دارد اما شخصیتی که برایش نوشته شده هیچ عمقی ندارد و فیلمنامه نویس (که همان سعید روستایی کارگردان است) نمی‌تواند شخصیت خودش را تبدیل به کاراکتری ماندگار کند. همین اتفاق برای دیگر کاراکترهای فیلم هم می‌افتد و شخصیت صمد هم در حد یک کاراکتر مقوایی باقی می‌ماند؛ کاراکتر مقوایی که اما بازی خوب پیمان معادی را با خود دارد.

 

شخصیت‌های فیلم، آدم خوب‌ها و آدم بدها، هیچ کدام به یاد ماندنی نیستند و داستان فیلم هم بعد از دستگیری خاکباز به جای آنکه وارد فاز جدید و هیجانی شود، رسما کم می‌آورد. فیلم با ورود به یک سوم میانی خود دچار ضعف می‌شود و کارگردان حرفی برای گفتن ندارد به جز آنکه یک سری دیالوگ‌های شعاری با بازی خوب و موسیقی محزون روی نوید محمد زاده پیاده سازی کند تا فیلمش تماشایی شود. کاراکترهای جدیدی که به فیلم آورده می‌شود، هیچ کدام جذابیتی ندارند و فیلم در این صحنه‌ها ریپ می‌زند. با ورود به یک سوم پایانی هم فیلمساز باز نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و یک سری سوژه‌های خوب را به باد می‌دهد و با پایان بندی بد، فیلمش را تمام می‌کند.

نقد فیلم متری شش و نیم

سعید روستایی از منظر فنی در فیلم خود هیچ چیزی کم نگذاشته، او بهترین قاب‌های تصویر را برای به تصویر کشیدن داستانش انتخاب می‌کند و هزاران معتادی که در صحنه گرد هم آورده را هر روز با تیم سازنده فیلم وظیفه نقل و انتقالشان را انجام می‌داده. سختی‌های ساخت فیلم بر هیچ کس پوشیده نیست و کار کردن با این حجم از معتادان واقعی کار مشقت باری بوده که تیم سازنده به خوبی از پس آن برآمده است. فیلمبرداری و تدوین فیلم بی نقص صورت گرفته و موسیقی هم که برای تک تک صحنه‌ها انتخاب و خلق شده حال و هوای آن سکانس را دوچندان می‌کند.

در واقع باید گفت که فیلم جدید سعید روستایی اگر این تیم بازیگری قوی (نوید محمد زاده، پیمان معادی، پریناز ایزدیار، فرهاد اصلانی و…) را نداشت در حد یک فیلم ضعیف تلقی می‌شود اما با وجود بازیگران قوی، فیلمساز توانسته مشکلات شدید فیلمنامه بی‌محتوا و کاراکترهای مقوایی خود را لاپوشانی کند و از مهلکه جان سالم به در ببرد. متری شش و نیم پسرفت عظیمی برای کارگردان آن که توانسته بود در اولین تجربه کارگردانی‌اش اثری چون ابد و یک روز را خلق کند به حساب می‌آید و روستایی باید برای آینده کارنامه سینمایی خود، بیشتر و بیشتر زحمت بکشد تا ابد و یک روز تبدیل به یک اتفاق نشود. او شخصی است که توانست با ساخت فیلم قبلی‌اش یک جریان سینمایی در کشور راه بیندازد که البته پیروان چندان قوی و خوبی نداشت اما در هر حال بنیانگذار یک جریان فکری بود و حال که تصمیم گرفته به زیرکی از سایه این جریان خودش را جدا کند و با تغییر ژانر راهش را عوض کند، کار را خراب کرده است.

نقد فیلم متری شش و نیم

متری شش و نیم ناامیدکننده‌ترین فیلم جشنواره فجر امسال بود چرا که توقع انتظار شاهکار دیگری را داشتیم اما با فیلمی روبرو می‌شویم که در بهترین حالت خود یک اثر معمولی است که آن هم به یمن بازی قوی بازیگرانش به این جایگاه می‌رسد.

نوشته نگاهی به فیلم متری شش و نیم؛ چند کیلومتر پسرفت [فجر ۹۷] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

نگاهی به فیلم طلا؛‌ افسانه سیزيف [فجر ۹۷]

پرویز شهبازی که طی ابتدای دهه جاری به خاطر فیلم‌هایی مانند «دربند» و «مالاریا» خود را به عنوان کارگردانی موفق به سینمای ایران معرفی کرده بود، بعد از غیبتی ۳ ساله، با فیلم «طلا» در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرده است. طلا در بیشتر لحظات خود تفاوتی با سایر ملودرام‌هایى که پیش از این تماشا کرده‌اید نداشته اما همچنان می‌تواند تا انتهای داستان شما را سرگرم نگه دارد.

سیزیف در اساطیر یونان بخاطر جرمی محکوم شد تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قله کوه حمل کند، اما همین که او به قله می‌رسد، سنگ به پایین مى افتد و سیزیف باید دوباره این کار را انجام دهد. شخصیت‌های فیلم طلا و مشکلات آن‌ها را هم می‌توان با چنین تفسیری شرح داد. این فیلم داستان فردی میانسال به نام منصور (هومن سیدی) را بازگو می‌کند که قصد دارد با سایر دوست‌های خود یعنی رضا (مهرداد صدیقیان)، لیلا (طناز طباطبایی) و در نهایت دریا (نگار جواهریان)، رستورانی را تاسیس کنند. البته آن‌ها در تهیه پول مورد نیاز برای انجام چنین کاری به مشکل می‌خورند و همین قضیه باعث شروع شدن قصه طلا می‌شود.

نکته جالب در مورد کاراکترهای طلا به جایگاه‌های اجتماعی متفاوت شخصیت‌های اصلی این عنوان برمی‌گردد که شهبازی به عنوان نویسنده فیلم به خوبی آن‌ها را به تصویر کشیده و تاثیر این قضایا را در رفتار هر کدام از این افراد نشان داده است. منصور که در میانسالی هنوز درگیر پیدا کردن درآمد ثابتی است، با مشکل بیکاری و طلاق برادر خود هم روبرو بوده و در ضمن، دیگر برای تامین هزینه درمان برادرزاده خود با مشکلی جدی روبرو می‌شود.

از سوی دیگر، کاراکترهای رضا و لیلا در سطح متوسط‌تر جامعه قرار دارند. دغدغه آن‌ها نه مشکلاتی جدی در حد و اندازه زندگی منصور بلکه در حد تاسیس کار و کاسبی خودشان و تامین پول مورد نیاز برای چنین قضیه‌ای است. در آخر هم با کاراکتر دریا روبرو هستیم که دغدغه مالی کمتری در زندگی خود دارد، نگران شغلش نیست و در نتیجه مهم‌ترین موضوع در زندگی او، منصور به عنوان معشوقه‌اش محسوب می‌شود.

با کمی دقت می‌توان فهمید شهبازی برای به تصویر کشیدن کاراکتر اصلی فیلم خود و دغدغه‌های‌ آن‌ها از هرم مازلو کمک گرفته. به این معنا که هر کدام از این کاراکترها در صورت رفع نیازهای اولیه‌تر، قابلیت فکر کردن به مسائلی دیگر را پیدا می‌کنند. جایگیری متفاوت این کاراکترها در سطوح مختلف هرم مازلو باعث به وجود آمدن گره‌های اصلی داستانی طلا و شکل گیری درام این فیلم می‌شود.

برای مثال، لیلا و رضا که در وضعیت  اجتماعی بهتری نسبت به منصور قرار دارند، متوجه بی اهمیتی منصور نسبت به بهم خوردن معامله و جور نشدن پول‌ها نمی‌شوند. از سمت دیگر، منصور که به شدت درگیر نیازهای اولیه زندگی خود مانند درمان بستگانش شده، نمی‌تواند عشقی که دریا به او دارد را درک کند. تمام این موارد نشان از دقت بالای کارگردان در چینش جایگاه شخصیت‌های فيلم و رابطه آن‌ها با یکدیگر دارد. همین قضیه باعث می‌شود شاهد روابطی بین یکی از این چهار شخصیت با دیگری باشیم که با رابطه همان فرد با یک نفر دیگر از همین چهار دوست تفاوت دارد.

تا به اینجای کار، طلا به عنوان یک درام منسجم ظاهر می‌شود اما مشکلات عجیبی در فیلم‌نامه این عنوان وجود دارند که هر تماشاگرى هم به آن‌ها پی خواهد برد. برای مثال، بسیاری از اتفاقاتی که طی داستان طلا شاهد آن هستیم، چندان با منطق فیلم‌نامه و دنیایى که شهبازی برایمان ترسیم کرده همخوانی ندارد. مثلا مشخص نیست کاراکتر منصور که با دوستش زندگی می‌کند، در زمان بی پولی چرا باید پول خانه خالی برادر و همسر او را بدهد. چرا اصلا باید این فیلم ۹۰ دقیقه‌ای قصد پوشش دادن کلکسیون مشکلات جامعه مدرن ایرانی مانند طلاق، بیکاری، عشق، روابط خارج از ازدواج و مهاجرت را داشته باشد و اصلا وقت پرداختن درست حسابی به هیچ کدام از آن‌ها را هم پیدا نکند.

همچنین با تماشای طلا متوجه بی اهمیت بودن کارگردان نسبت به جزییات ریز فیلم‌نامه خواهید شد. مثلا چرا دریا برای پدربزرگ خود که علاقه زیادی به غذای بیرون دارد، غذا از رستوران خریده اما دوباره تمام آن را در قابلمه ریخته و مجددا داغ می‌کند! چرا نویسنده و کارگردان طلا به این موضوع دقت نکرده که در تمام دنیا، تابستان گرم فصل بسیاری بدی برای آغاز شغل سوپ فروشی است.

این بی دقتی‌ها در مورد کاراکترهای جانبی این اثر هم وجود دارد. برای مثال، شخصیت طلا که اسم فیلم هم بر اساس او انتخاب شده و بخش زیادی از داستان هم حول محور او می‌چرخد. تنها در یکی دو سکانس فیلم حضور دارد و همین قضیه هم موجب شده فیلم در مهم جلوه دادن سرنوشت طلا برای تماشاگر موفق ظاهر نشود.

شخصیت پردازی برادر منصور و پدر طلا هم از چند خط فراتر نمی‌رود. نباید توقع داشته باشيم که فیلم زمان زیادی را صرف شخصیت پردازی کاراکترهای جانبی‌ خود بکند اما این استاندارد حداقلی در مورد کاراکتر مانند برادر که منصور تمام زندگی خود را به خاطرش تغییر می‌دهد باید برای رعايت شده باشد. البته این اتفاق رخ نداده و او در سکانس‌های کمی که در طلا حضور دارد هم دیالوگ خاصی برای گفتن ندارد.

فیلم طلا

نکته دیگری که باعث می‌شود این فیلم از یک اثر متوسط فراتر نرود به بازی‌های متوسط شخصیت‌های اصلی برمی‌گردد. طلا یک فیلم پر ستاره است که حتی شخصیت‌های جانبی آن در فیلم‌های زیادی به عنوان کاراکتر اصلی ظاهر شده‌اند اما طی این فیلم ما هیچ بازی خاصی از نگار جواهریان، طناز طباطبایی و حتی هومن سیدی که کاراکتر پرتنشی دارد نمی‌بینیم كه برايمان خاطره انگيز شوند.

از تمام این مشکلات که بگذریم، نباید از سکانس‌های درخشان بخش انتهایی فیلم غافل شد. در یک چهارم پایانی طلا، فیلم وارد فضای کاملا متفاوتی می‌شود که اتفاقات در آن‌ها با ریتم تند و هیجان انگیزتری رخ می‌دهند. این مسائل در کنار کارگردانی با ظرافت شهبازی، طلا را در آخرین لحظات خود نجات داده و به اثری موفق‌تر نسبت به نیمه کند ابتدایی فیلم تبدیل می کند.

طلا همچنان فیلمی از جنس سایر اثرهای پرویز شهبازی مانند دربند و مسافر جنوب است. او هر کاراکتر را به خوبی در جایگاه خودش قرار داده و به طرز هنرمندانه‌ای آن‌ها را طی فیلم پرورش مى دهد و متحول می‌کند. البته ضعف‌های عجیب و غریب در فیلم‌نامه، موسیقی و بازی‌های نچندان تاثیرگذار و در نهایت ریتم بسیار کند فیلم در بخش ابتدایی باعث می‌شود تا «متوسط» بهترین کلمه برای توصیف این اثر باشد.

نوشته نگاهی به فیلم طلا؛‌ افسانه سیزيف [فجر ۹۷] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

تیپ های جنجالی سانسور شده بازیگران زن در جشنواره فجر ۹۷

بازیگران زن در جشنواره فجر ۹۷ تیپ های جالبی داشتند که توجه رسانه هارا به خود جلب نمود . در ادامه تصاویری از تیپ هنرمندان زن ایرانی در سی و هفتمین دوره جشنوراه فجر ۹۷ را مشاهده نمایید :‌

بیشتر بخوانید : اسامی کامل برندگان سی و هفتمین دوره جشنواره فجر ۹۷

نوشته تیپ های جنجالی سانسور شده بازیگران زن در جشنواره فجر ۹۷ اولین بار در جدید 97 پدیدار شد.